.حوصله کنید و یک بار تصویر متحرک زیر را با دقت ببینید

...شاید باور کردنش کمی سخت باشه

!!!ولی طبق استدلالی که توسط چینی ها در این تصویر بیان شده عدد 64 مساوی است با 65

Inline image 1










پيامك‌های عيد غدير

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب  سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم  ننوشد
ردای  سبز  بعثت  را   نپوشد
تمام  انبیا    ساغر    گرفتند
شراب از ساقی  کوثر  گرفتن
علیٌ حُبهُ جنه
قسیم النّار و الجنّه
وصی المصطفی حقاً
امام الناس و الجنه
ما زین جهان از پی دیدار میرویم
از بهر دیدن حیدر کرار میرویم
درب بهشت گر نگشایند به روی ما
گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
چون نامه اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي
ما را به محبت علي بخشيدند
اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
در فصل خطر امیر را گم نکنید
ان وسعت بی نظیر را گم نکنید
تنها ره جنت از علی میگذرد
ای همسفران غدیر را گم نکنید
اراج دل به تیغ دو ابروی دلبرست
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است
دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم
در خانه دل نوشته با خط جلی
کین خانه بنا شد به تولای علی
در داخل این خانه چو نیکو نگری
هم مهر محمد است و هم مهر علی
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی، شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
تعریف علی به گفت و کو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است...
یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن! (شهید آوینی)
خورشيد چراغکي ز رخسار عليست
مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک
نازد به خودش خدا که حيدر دارد
درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم  مبارک باد.
دلا امشب به مي بايد وضو کرد
و هر ناممکني را آرزو کرد
عيد بر شما مبارک
علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
تمام لذت عمرم در اين است
که مولايم اميرالمومنين است
عيد شما مبارك

لا اله الا الله عدد ماكان
ولا اله الا الله عدد مايكون
ولا اله الا الله عدد الحركات والسكوون

وبعد مرور سنه كامله قالها مره اخرى
فقالت الملائكه
:اننا لم ننتهي من كتابه حسنات السنه الماضيه
تخيل لو قمت بنشرهاا
ورددها العشرات من الناس بسببك؟؟؟

 

 

 ساقیا آمدن عید مبارك بادت 

وان مواعید كه كردی مرود از یادت

در شگفتم كه در این مدت ایام فراق 

برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت

برسان بندگی دختر رز گو به درآی 

كه دم و همت ما كرد ز بند آزادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست 

جای غم باد مر آن دل كه نخواهد شادت

شكر ایزد كه ز تاراج خزان رخنه نیافت 

بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور كز آن تفرقه‌ات بازآورد 

طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت این كشتی نوح 

ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

 

یک عمر دویدیم و به کویت نرسیدیم     

     دل از تو شکستیم ولی دل نبریدیم

 روی تو گُل انداخته شرم گنه ما              

ما از گُل روی تو خجالت نکشیدیم

رفتیم و دویدیم همه عمر و نگفتیم           

دنبال که رفتیم ،به سوی که دویدیم

تو سینه صد چاک زما خواستی و ما         

حتی زفراغ تو گریبان نه دریدیم

عالم همه جا بود محیط کرم تو                 

افسوس که ما قطره ای از آن نچشیدیم

بودیم سرافراز به مهر تو هَماره                 

هرچند زبار گنه خویش خمیدیم

امیر بی قرینه کی میایی                        

سحر خیز مدینه کی میایی

گنه من کردم استغفار از آن تو                 

من از تو غافلم تو یاد مایی

دعایم کن دعایم هرکجایی                       

اگر با آه تو گردم خدایی

وقتی رفتن آموختی ،

دویدن بیاموز.

ودویدن که آموختی ، پرواز را.

 راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری.

 دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی.
 و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.
- درد را از هر طرف که بنویسی درد است
- داد را از هر طرف فریاد کنی داد است
- نان را از هر طرف بخوانی نان است
- گرگ را هم از هر طرف که برانی گرگ است
براي دنيايت چنان باش كه گويي تا ابد جاويدان مي ماني و براي آخرتت چنان باش كه فردا مي ميري.
كسي را كه اميدوار است هيچگاه نااميد نكن، شايد اميد تنها دارايي او باشد.

پرسیدند:مهربانی را از کی آموختی ؟گفتم از پسرک کودکی که همیشه در نقاشی هایش خورشید را سیاه می کشید تا پدر کارگرش زیر آفتاب نسوزد...

.............................................................................................................................

جمله ای از گوته اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند، اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند، اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد، اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند، اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد، اگر مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست، اما، اگر عزت نفس نداری، پس بدان که هيچ نداری

بدون شرح !!!

روش کرجی در ضرب اعداد بسیار بزرگ

برای ضرب دو عدد بزرگ چی کار می کنین ، ماشین حساب ور می دارین ، اگه نبود چی ؟! ، تا حالا فکر کردین ضرب دو عدد بزرگ چقدر وقت می گیره یا چقدر احتمال خطا رو بالا میبره؟
روش کَرَجی این مشکل رو حل می کنه : مثلا ۱۳ رو می خواین در ۷۴ ضرب کنین ، جوابش میاد ۹۶۲ اما بیاین همین ضرب رو با کرجی حل کنیم ، ۱۳ و ۷۴ هر دو ،دو رقمی هستند بنابراین یک مربع مستطیل دو در دومی کشیم مطابق شکل ، نظیر به نظیر رقم ها رو در هم ضرب می کنیم و در قطر اصلی هر مربع کوچک می نویسیم ، وقتی تمام ضرب ها انجام شد و تمام مربع های کوچک پرشد ، تمام رقم های نوشته شده در هر قطر فرعی(قطرفرعی ، قطری که با خطوط مورب مشخص شده) رو با هم جمع می زنیم ، در آخر هم اعداد بدست اومده رو از بالا به پایین کنار هم قرار می دیم این ضرب رو برای هر چند رقمی میشه انجام داد ، مثلا ضرب ۲۵۶۹ در ۲۵۶ که مسلما چون ۲۵۶۹ چهار رقمی و ۲۵۶ سه رقمی هستش پس شکل ما یک ماتریس چهاردر سه هستش. برای درک بهتر من از شما می خوام که ۱۷ رو در ۱۷ به روش کرجی ضرب کنید! نتیجه جالبی داره ، امتحان کنید!

                                 

اثبات بدون کلام ( 1 )

در زیر دو روش اثبات قضیه معروف فیثاغورث را مشاهده می کنید :

                                                                                

*مطالب جالب ریاضی*

*مطالب جالب ریاضی*

 



درباره ی این ها بدانید!!!!

 به دست آوردن روز ، ماه و سال تولد :

 ثابت kaperkar:

اعداد Emirp :

یک ضرب جالب :
 
سیاهچاله ی اعداد :
 
مسأله ی انیشتین :
 
چرا 14 مارس روز عدد پی نام گذاري شد :
 
عجایب عدد 7:
 
ریشه های سوم فوری :
 
ریشه های دوم فوری :
 
 

 توضیحات در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

*ریاضی شگفت انگیز*

*ریاضی شگفت انگیز*



1x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321
1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111


9x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888

شگفت انگیز بود ، نه ؟


حالا تقارن را ببینید :

 

1x 1 = 1
11x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321

:  حالا توجه کنید 


اگر حروف الفبای انگلیسی را :
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26

کلمه ی : H-A-R-D-W-O-R-K
معادل خواهد بود با : 8+1+18+4+23+15+18+11 = 98%


کلمه ی : K-N-O-W-L-E-D-G-E
معادل خواهد بود با : 11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96%


اما کلمه ی : A-T-T-I-T-U-D-E
معادل خواهد بود با : 1+20+20+9+20+21+4+5 = 100%


حالا توجه کنید به : L-O-V-E-O-F-G-O-D
که مساوی می شود با : 12+15+22+5+15+6+7+15+4 = 101%

شعری در مورد ریاضی

منحنی قامتم تابع ابروی توست      خط مجانب بر آن طره گیسوی توست

حد رسیدن به تو مبهم بیانتهاست         بازه تعریف دل در حرم کوی توست

 

چون به عدد، یک تویی ، من همه صفرها        آنچه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو          گرمی جانبخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک سری واگرا              ناحیه همگراش دایره روی توست

 

                                                                                     شعر از قائم قائمی

ارتباط google با ریاضی

ارتباط نام سایت گوگل با ریاضی

آیا میدانید google به چه معنی است؟ Google از کلمه Googol گرفته شده است. Googol هم اسم مستعار یک عدد است که توسط «میلتون سیروتا» نامگذاری شده است.عدد مذکور «ده به توان صد» است(به بزرگی این عدد دقت کنید)

انتخاب گوگل جنبه شعاری دارد.به این مفهوم که گوگل قصد دارد تا سرویسها و خدمات و اهداف خود را به تمام جهان گسترش دهد.

به عدد «ده به توان ده به توان صد» گوگل پلکس(Googolplex) میگویند.

و به عدد «ده به توان ده به توان ده به توان صد»گوگل دوپلکس

(Googolduplex) میگویند.

عدد 13

       جادوی عدد 13                     
   

 

اگر از كوچه پس كوچه‌های قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگه‌هايی از خانه‌های قديمی كاهگلی يافت می‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانه‌هايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان:
نحس بودن 13 !
آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!!
● 13 عدد اول است.
● 1-13^2 عدد اول مرسن است. 
13جسم ارشميدسی موجود است. (اجسام ارشميدسی اجسامی هستند كه وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهای آنها مساوی هستند.) 
عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولی است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)
● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعنی رقم های آن مجددا معكوس می شود."
●2^13، 1+!12 را عاد مي‌كند.
● 13عدد Happy است.(برای دانستن اين كه عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته می‌شود. مثلا برای عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)
● 13نيمی از 3^3+ 3^1- است.
●شاخه زيتونی كه در پشت دلارهای آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.
●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد می‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده می‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)
●چرتكه چينی دارای سيزده ستون مهره‌ برای محاسبات است.
● 13بزرگترين عدد اولی است كه می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آيا می توانيد اثبات کنيد؟)
● 1+13- 13^13 عدد اول است.
● نخستين حفره‌ی اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق می‌افتد. (منظور از حفره‌ی اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)
● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم می‌توان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهای آن اشاره كرد.)
● هشت عدد اول ديگر می‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}
● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی اين كشور بود.
● عدد 13 كوچكترين عددی است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)
● رويه‌ی بيضوی روی اعداد گويا كه دارای نقطه‌ی گويا از مرتبه‌ی 13 باشد موجود نيست.
● 2^13= 19+...+8+7
● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان می‌شود.
●طولانی ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.
سيزدهمين روز از فروردين شايد تنها بهانه‌ايی باشد برای گذر از ازدحام شهر و رفتن به طبيعت، اما خوب می‌دانيم اينبار نيز از نحوست 13 فرار می كنيم.
اما 13 برای شما تنها ياآور نحسی آن است؟
●131211109876543212345678910111213عدد اول است.
● معكوس عدد 2^13 عددی اول است.
● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفی از حل معادله‌ی 13 است.)
● 13كوچكترين عدد اولی است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعنی 2^3+2^2 بدست می آيد.
●اقليدس و ديافانتی هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند.
●با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2
●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك هيچگاه به پايان نرسيد.
●مجموع نخستين 13عداد اول برابر 13 امين عدد اول است.
●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود. قضيه‌ی رياضی را با توجه به حركتهای ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت.
● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است.
● 13كوچكترين عدد اولی است كه مجموع ارقام آن مربع است.
●13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته می شود.
● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجوانی رسيده و تنها 3 نفر باقی ماندند.
● مجموع توانهای چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه‌ی عدد يك ، عددی اول(6870733) است.
● 13 كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با :
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

● اگر برای عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)
● (13+1)13-13^(13+1) عددی اول است.
● بد يمن بودن روز جممعه ايی كه 13امين روز ماه باشد يكی از خرافات رايج در جوامع است.
●13كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست.
●به طور طعنه آميز گفته می شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختی است.
●13بزرگترين عدد اول فیبوناچی است كه(13)Fاول است.
13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.)
● مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است
● .به طور طبيعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 می شود.
● 13="2^3+1^3+0^3
● كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده می‌شود و همچنين كوچترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته می‌شود.
● 13بزرگترين عدد اول مينيمال در پای 3 است.
● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)
● 13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3)
● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.)
● 13-13^2عدد اول است.
● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند.
● 13جوابی برای معادله‌ی ديوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. يعنی؛ 3^7-3^8="2^13
● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددی اول است كه شامل 13بار تركيباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.
● ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بی نتيجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)
● 13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادی هستند كه به نام رياضيدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته می شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است.
● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.
● 13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+pq+p نوشته می‌شود.
● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)
 شايد خصوصيات جالب ديگری وجود داشته باشد كه هنوز به اين ليست اضافه نشده است و شما از آن اطلاع داريد، آنها را برای ما بفرستید.

کاربرد ریاضی در زبان (طنز)

یک روز معلم زبان انگلیسی مریض بود . معلم ریاضی بجاش سر کلاس رفت .آن روز قرار بود جدول افعال بی قاعده را درس بدهد . این طوری :

اما این آخری را فراموش کرده بود.خوب مجهول را ایکس  گرفت ویه راست رفت سراغ نسبت وتناسب .این جوری

همین جوری!

خطای چشم

خطای چشم

بازی با اعداد ( 1 )

اگر شما هم چنین رابطه هایی دارید برایمان بفرستید تا با اسم خودتان در وبلاگ درج گردد

نظر بدهید. متشکرم

لطیفه

  • چند لطيفه ي رياضي

    در اين مقاله ، خود را با چند لطيفه ي رياضي سرگرم مي كنيم...

    نویسنده:پانيذ نوري اسكوئي

 توپ قرمز پلاستيكي

توپ قرمزي را به رياضي دان ، فيزيك دان و مهندسي مي دهند تا حجم آن را تعيين كنند.
رياضي دان شعاع آن را با خط كش محاسبه مي كند.
فيزيك دان توپ را در يك ظرف مدرج آب مي اندازد و...

 

 


مهندس بعداز كمي فكر:"برم ببينم مي تونم جدول حجم توپ هاي قرمز را پيدا كنم".

 



 تحقيق در تاريكي

رياضي دان،فيزيك دان وزيست شناسي براي هدف هاي تحقيقاتي در اتاقي تاريك زنداني شدند.بعد از يك هفته اتاق را باز كردند.
زيست شناس گفت:"حوصله ام سر رفت يك قوطي را پيدا كردم و به زمين زدم،...."
فيزيك دان:"اتاق را گشتم تا تصويري از هندسه ي اتاق دستم آمد،آن گاه يك استوانه ي فلزي را در عرض 2 و طول 1 پيدا كردم ، با سرعت لازم و به طور عمودي به زمين زدم...."
در نهايت وقتي در سوم را باز كردند صداي ضعيفي به گوش رسيد"فرض مي كنيم كه C يك قوطي كنسرو باز شده است..."

 
تعريف

" " چيست؟
رياضي دان:" نسبت محيط دايره به قطر آن است"
فيزيك دان:" برابر است با : 1415927/3 مثبت يا منفي"

مهندس:" تقريبا" 3 است".

 اعداد اول

از يك رياضي دان ، مهندس و فيزيك دان مي خواهند تا بررسي كنند آيا تمام اعداد فرد اولند.
رياضي دان مي گويد:3 اول است ، 5 اول است ،7 اول است ولي 9 اول نيست.پس يك مثال نقض داريم و قضيه درست نيست.
مهندس مي گويد: 3 اول است ، 5 اول است ، 7 اول است ، 9 اول است ، 11 اول است.خوب همه ي اعداد فرد اول هستند.
فيزيك دان مي گويد: 3 اول است،5 اول است،7 اول است،9 خطاي آزمايش است ،11 اول است و خوب با دقتي كه داريم ، مي توانيم بگوييم همه ي اعداد فرد اولند.

 محاسبه ي حد

روزي معلم پاي تابلو حد زير را نوشت و از يكي از دانش آموزان خواست تا آن را محاسبه كند.

 



دانش آموز بي درنگ نوشت:

 



معلم با حيرت گفت:اين چيست كه نوشتي؟دانش آموز گفت:چون در مساله ي قبل داشتيم:

 يك رابطه ي جالب

 



كافي است n ها را از صورت و مخرج با هم بزنيم.!!!


منابع: http://mathjokes.com
مجله راه المپياد،شماره 3

http://www.anjoman.ir

رویداد شگفت انگیز: قرآن مجید در آتش نسوخت

آتش نشانان یزد پس از مهار شعله‌های یک بازارچه با رویداد شگفت انگیزی رو به رو شدند.

در آتش بازارچه «فرخی» یزد، همه چیز سوخت به جز یک جلد قرآن مجید.

آتش نشانان ایستگاه شماره یک، هنگام پاکسازی مغازه‌های بازارچه «فرخی» صحنه‌ای شگفت انگیز دیدند. خاکسترها و آتشی که حتی حفاظ‌های آهنین را ذوب کرده بود یک جلد قرآن کریم به طور کاملا سالم پیدا شد.

 

منبع :تبیان

 

التماس دعا

عکس

دیوانه واقعی کیست؟

قرآن كریم می فرماید: وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَةِ اَبْراهِیمَ اِلاّ مَنْ سَفِهَ نَفْسة .( بقره/130 )

خداوند متعال اعراض از ملت و دین ابراهیم را مساوی با سفاهت، و خود را به دیوانگی زدن، و راه جنون را اختیار نمودن می داند .

«سفیه»كیست ؟

قرآن

و «سفاهت»چیست ؟

ما به چه كسی می گوییم سفیه ؟

ما انسانها هر كسی را كه چیزی گرانتر از آنچه هست خریداری كند یا ارزانتر از آنچه هست بفروشد به گونه ای كه عُقَلاء آن فاصله را تایید نكنند می گوییم سفاهت است، و چنین فردی را سفیه می نامیم .

حال قرآن بر اساس زبان خود ما با ما صحبت می كند، و می گوید: كه ای انسانها ! من به شما جانی دادم، حال اگر طبق اصطلاح خودتان آن را با كمتر از ارزش خودش معامله كنید قانوناً بایستی سفیه و دیوانه باشید .

شما ببینید با این عمر چه كارها می شود كرد؟

و از این طریق نرخ و قیمت آن را پیدا كنید . برای اینكه نرخ چیزی معلوم بشود به بازار مراجعه می كنند ببینند معمولاً این جنس را چقدر بر می دارند،

خوب،ما نگاه می كنیم می بینیم كسانی در یك عمرِ كوتاهی چه خدمات بزرگی كردند، و همین می شود نرخ عمر .

عیسی(ع) كه در عالم یك محور بزرگی است، عمرش«سی و چند»سال بیشتر نبود و در همین عمر به این مقامات رسید !

حال قرآن می گوید: اگر كسی عمر خود را داده باشد اما چیز كمی را دریافت نموده باشد، به چنین فردی، جز سفیه چه میتوان گفت ؟

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

چند عکس نقاشی و سه بعدی زیبا

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

با فرزند عبدالباسط(پسر از پدر می گوید)

استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد
 
ا برای شنیدن صدا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

اشاره:

سی ام ذی القعده روز درگذشت  یکی از مشاهیر قاریان مصر، استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد، است کسی که نامش برای هر مسلمان در سراسر جهان و بخصوص برای هر ایرانی، آشنا و پرآوازه است. نام عبدالباسط چنان با قرآن عجین شده که هرگاه یادی از او می شود ناخودآگاه صوت زیبا و ترنم دلنشین آیه های نور به ذهن تداعی می کند. صدای عبدالباسط حقیقتا زینت قرآن است که بر طبق حدیث مشهور هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صدای زیباست. صوت سحرانگیز عبدالباسط موهبتی آسمانی بوده که خداوند به این بنده صالح خود ارزانی داشته، و همین امر او را از سایر قاریان متمایز کرده است. طراوت، زنده بودن، زیبایی، گرمی و برخورداری از حس و حال معنوی از ویژگی های صوت این استاد بزرگ است.

شنیدن نغمه دلاویز و سرمست کننده او چنان می کرد که صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام کشاند و خیلی ها را هم با قرآن آشتی داد.

تلاوت های ماندگار استاد هر یک چراغ پرفروغی است که تلألؤ آن دل های زنگار گرفته و غفلت زده را طراوتی دوباره می بخشد و در میان آنها، تلاوت سوره حشر او الحق که میراثی جاودانه گشته است.

اگرچه قاریان مشهور دیگر قرآن، کم و بیش از صدای دلنشین و جذابی برخوردارند و محبوبیتی فراوان در میان مسلمانان به دست آورده اند اما به جرأت و بی هیچ اغراقی می توان ادعا کرد که عبدالباسط سرآمد همه قاریانی است که تاکنون با صدای خوش به تلاوت پرداخته اند. حال با این عظمت و محبوبیت وقتی بشنوی که فرزند این نابغه بی نظیر برای اولین بار قدم به خاک ایران گذاشته است طبیعتا اشتیاق وصف ناپذیری به انسان دست می دهد که او را از نزدیک ببیند و درباره پدر از او سؤال کند. همین شور و شوق ما را نیز واداشت که به دیدار او برویم و طی گفت وگویی مفصل پاسخ خیلی از سؤالات خود را از او بگیریم. برای این کار لازم بود با دست اندرکاران میزبانی ایشان - که برادران معاونت اجتماعی ناجا بودند- هماهنگی می کردیم که از یک هفته قبل، ارتباط و هماهنگی با آنان برقرار شد... ساعات پایانی آخرین شب حضور ایشان در ایران زمانی بود که طبعا با خستگی فراوان استاد همراه بود؛ آن هم به مدت نیم ساعت و در سالن عمومی هتل و به هنگام صرف چای. فرزندی که خود 37 سال دارد و صاحب دو فرزند پسر و دختر، به نام های یوسف و یمنی است.

به یاد دارم هر وقت در اتاق، قرآن می خواندم و او در اتاق دیگری بود و از حضور ایشان بی خبر بودم، او صبر می کرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق می شد. اگر در اثنای تلاوت وارد می شد من تلاوت را قطع می کردم و او برای اینکه من کارم را کامل تمام کنم پس ازتمام کردن آیه به نزدم می آمد، و این خاطره زیبایی برای من است.

¤ وقتی در برابر فرزند نابغه تلاوت قرآن یعنی استاد عبدالباسط بنشینی نخستین چیزی که به ذهنت خطور می کند این است که فرزند درباره پدر صحبت کند و پیرامون عوامل موفقیت و راز و رمزماندگاری او داد سخن دهد و روح تشنه ما را سیراب نماید:

-مرحوم شیخ عبدالباسط مردی بی تکلف و عادی بود. او قرآن را در ده سالگی در شهر خود ارمنت از توابع استان قنا در جنوب مصر حفظ کرد.استادش محمد سلیم حماد نام داشت. او وقتی قرآن را حفظ کرد بسیار مورد تشویق استاد قرار گرفت. ایشان تا سن 20 سالگی در شهرهای اطراف ارمنت تلاوت قرآن می کرد. در سن 20 سالگی به همراه پدرش به مرقد حضرت زینب در قاهره می رود و در آنجا پدر از او می خواهد تبرکاً پنج دقیقه قرآن تلاوت کند، اما پنج دقیقه او چنان با شور و حال و استقبال حاضران مواجه می شود که این مدت، یک ساعت و نیم طول کشید. پس از آن روز از رادیو مصر با او تماس می گیرند و می خواهند که با آنها همکاری کند تا صدایش به گوش جهانیان برسد. شیخ عبدالباسط در ابتدا نسبت به قبول این پیشنهاد مردد بود و ترجیح می داد که در شهر و روستای خود مشغول زندگی باشد زیرا زندگی در قاهره را بسیار دشوار می دانست اما آخر الامر به عنوان قاری قرآن در رادیو مصر مشغول به کار شد و از آن زمان به بعد شهرت عبدالباسط تمام آفاق جهان را دربرگرفت.

¤ چرا تلاوت های استاد عبدالباسط اینقدر دلنشین و لذت بخش است؟

-او قرآن را از جان و دل تلاوت می کرد و تلاوت او، خالص برای خدا بود. او در زمینه قرآن تقوای خدا را مراعات می کرد یعنی قرآن را برای قرآن می خواند و مسلم است که اگر سخنی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و در یک کلام او در تلاوت هایش خالص برای خدا قرائت می کرد. او در تلاوت ها به دنبال کسب رضایت شنونده نبود بلکه فقط رضای خدا را جستجو می کرد و تلاوت او بااخلاص عجین بود.

علت دیگر این گیرایی و دلنشینی، موهبت خاصی است که خداوند به ایشان عطاکرده بود و آن صدای زیباست که منحصر در ایشان بود. آن مرحوم سعی داشت در تلاوتها صدایش به حد اعلا که در اصوات موسیقی به آن «سوپرانو» گفته می شود برسد.

¤ تعامل و رفتار ایشان در خانه و با خانواده، بخصوص در رابطه با قرآن و حفظ و تلاوت آن چگونه بود؟-هرچند ایشان مشغولیت فراوان داشت و به سفرهای متعدد برای تلاوت می رفت اما به اعضای خانواده اهتمام زیاد نشان می داد. او دوست داشت ما اهل قرآن و قرآنی باشیم ولی هیچگاه به این کار مجبورمان نمی کرد، او ما را آزاد گذاشته بود که اگرخواستیم قرآن را حفظ کنیم و اگر نمی خواستیم کاری به کارمان نداشت و فقط برروی آموزش قرآن تاکید داشت و نه حفظ آن. او از معلمی بنام عبدالعزیز بکری(ره) دعوت کرده بود به خانه مان بیاید و به ما قرآن بیاموزد. بکری وقتی به خانه می آمد همه خواهران و برادران ما را جمع می کرد و از بزرگ تا کوچک به ترتیب قرآن می آموخت.

مرحوم پدر با وجود اشتغالات فراوان می دانست که در خانه، چه کسی قرآن می خواند و چه کسی نمی خواند و چه کسی مشغول حفظ قرآن است. آن مرحوم شخصی صاف و ساده دل بود و دائم تبسم بر لب داشت و آن را دوست می داشت. ویژگی او این بود که مردی آرام و ساکت و باطمأنینه بود. اکثراً سکوت می کرد. توکل بالا داشت. وقتی قرآن می خواند دنیا را فراموش می کرد.

¤ ایشان ناراحت و عصبانی هم می شدند؟

-برخی اوقات، اگر کاری و یا مسئله ای که خارج از چارچوب عقل و منطق بود می دید ناراحت می شدند، اما اغلب متبسم بودند، در حق ما دعا می کردند و ما را به خود نزدیک می ساختند.

¤ شنیدن خاطرات از زبان فرزند استاد عبدالباسط درباره پدر بسیار شنیدنی خواهد بود. به برخی از این خاطرات اشاره کنید.

-روزهای شنبه هر هفته ساعت هشت تلاوت پدر از رادیو مصر پخش می شد. در این ساعت همه اعضای خانواده بر سر سفره و کنار هم نزد پدر می نشستیم و به تلاوت ایشان گوش فرا می دادیم. همگی ما به مدت نیم ساعت سراپا گوش می شدیم، هیچکس تکان نمی خورد و حتی صندلی را هم تکان نمی داد و مرحوم پدر در اثنای پخش تلاوت، سر خود را روی آستینش می گذاشت و به فکر فرو می رفت.

ایشان در منزل با صوت تلاوت قرآن نمی کرد، مگر زمانی که عده ای از خبرنگاران یا مجریان رادیو یا عکاسان در منزل حضور می یافتند. اما عادت همیشگی ایشان این بود که هر روز پس از نماز صبح در اتاق خود قرآن می خواند. من وقتی شش ساله بودم با ایشان به مسجد امام شافعی می رفتم و به تلاوت های ایشان گوش می دادم.

در برخی مراسم و محافل قرآنی و جشن ها که ایشان به تلاوت می پرداختند مردم حاضر از ایشان می خواستند تلاوتش را تکرار کند. من دوست داشتم که در برنامه های تلاوت ایشان همراه پدر باشم، او همواره مرا به تلاوت قرآن تشویق می کرد. به یاد دارم هر وقت در اتاق، قرآن می خواندم و او در اتاق دیگری بود و از حضور ایشان بی خبر بودم، او صبر می کرد تا من به آخر آیه برسم آنگاه وارد اتاق می شد. اگر در اثنای تلاوت وارد می شد من تلاوت را قطع می کردم و او برای اینکه من کارم را کامل تمام کنم پس ازتمام کردن آیه به نزدم می آمد، و این خاطره زیبایی برای من است.

در بیشتر اوقات که برنامه تلاوت ایشان به پایان می رسید به هنگام خروج از مسجد یا محفل به خاطر کثرت مردمی که دور و بر ایشان را می گرفتند بسختی می توانست آن محل را ترک کند.

زمانی که اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نکرده بود ایشان به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت کرد و در محل مسجدالاقصی سوره اسرا راتلاوت نمود. وقتی فلسطین اشغال شد، ایشان دائماً از این موضوع اظهار ناراحتی و تألم می کرد و نسبت به ظلم رفته بر فلسطین ابراز انزجار و بیزاری می نمود و آرزو داشت که بار دیگر بتواند به مسجدالاقصی برود و خاطرات گذشته را تجدید کند و اگر هم خود نتوانست، فرزندانش پا به فلسطین گذاشته و در مسجدالاقصی به تلاوت قرآن بپردازند.

¤ ویژگی های سبک استاد عبدالباسط چیست؟

-ایشان در شیوه قرائت قرآن مبتکر بود یعنی هیچگاه از کسی تقلید نکرد، و با موسیقی درونی خود تلاوت می کرد. او سبکی را ابتکار کرد که پیش از او سابقه نداشت. از ویژگی سبک تلاوت ایشان اینکه در اثنای تلاوت، از قواعد موسیقی پیروی نمی کرد که از مقامی به مقام دیگر منتقل شود. زیرا او به عقیده من موسیقی تلاوت را بر طبق قرآن تنظیم می کرد نه قرآن را براساس موسیقی، به عبارت دیگر هیچ نغمه معینی وجود ندارد که قرآن بر آن تطبیق داده شود بلکه این قرآن است که موسیقی قرائت براساس آن تعیین و تنظیم می شود و شکل می گیرد.

زمانی که اسرائیل هنوز فلسطین را اشغال نکرده بود ایشان به دعوت مسلمانان آن دیار به فلسطین مسافرت کرد و در محل مسجدالاقصی سوره اسرا راتلاوت نمود. وقتی فلسطین اشغال شد، ایشان دائماً از این موضوع اظهار ناراحتی و تألم می کرد و نسبت به ظلم رفته بر فلسطین ابراز انزجار و بیزاری می نمود و آرزو داشت که بار دیگر بتواند به مسجدالاقصی برود و خاطرات گذشته را تجدید کند

¤ نقش قرآن در زندگی شما چگونه بود؟

-من از کودکی و سن شش سالگی قرآن می خوانم. از زمانی که در دوره ابتدایی درس می خواندم تا پایان تحصیلات دبیرستانی، خواندن قرآن در سر صف دانش آموزان به عهده من بود تا اینکه در سال 2001 (1380) به سفر عمره مشرف شدم و پس از بازگشت، شروع به حفظ قرآن کردم و این کار را با جدیت و پشتکار دنبال نمودم تا آنکه در سال 2003 (1382) موفق به حفظ کل قرآن به صورت حرفه ای شدم. پس از بازگشت از سفر فرانسه درخواست خود را به وزارت اوقاف مصر دادم و از سوی وزارت به عنوان قاری رسمی مسجد سیدی حسن انور انتخاب شدم.

¤ آیا تاکنون به کشورهای خارجی برای تلاوت سفر کرده اید؟

-وقتی شروع به کار تلاوت کردم اولین سفرم به کشور فرانسه بود که به دعوت مسلمانان آنجا در هفت استان این کشور به تلاوت قرآن پرداختم. پس از تعیین شدنم به عنوان قاری رسمی مسجد سیدی حسن به ترکیه و چند کشور دیگر که مسلمانان در آنها حضور دارند سفر کردم.

¤چطور شد که تصمیم گرفتید برای اولین بار به ایران سفر کنید

-من دعوت نامه ای از طریق سفارت ایران در قاهره دریافت کردم. در ابتدای امر در مورد سفر به ایران مردد بودم چون تاکنون به این کشور سفر نکرده بودم اما بحمدالله خداوند توفیق داد که به جمهوری اسلامی ایران بیایم و به اعتقاد من این یک فرصت بزرگی برایم است که با برادران مسلمان خود در ایران دیدار کنم. من با اقبال زیادی از سوی جوانان برای شنیدن قرآن مواجه شدم و حافظان و قاریان مجد و کوشایی را دیدم.

¤ قبل از سفر به ایران چه ذهنیتی از ایران داشتید و چرا برای آمدن مردد بودید؟

-من شناخت عینی دقیقی از ایران نداشتم اما پس از آمدن دیدم قرآن در این کشور مورد تکریم و احترام است و ماشاءالله تعداد زیاد و قابل توجهی از قاریان و حافظان و نمازگزاران در این کشور وجود دارند و این مسأله ای افتخارآمیز است و من هرگز چنین چیزی را پیش بینی نمی کردم.

¤ ارزیابی شما از قاریان ایرانی از لحاظ فن قرائت و صوت و لحن چگونه است؟

- من دیدم اکثر قاریان ایرانی از قراء مصری تقلید می کنند. این مسأله اشکالی ندارد اما باید تلاش کنند در آینده خودشان دارای سبک و روش خاصی شوند؛ ولی تلفظ حروف آنان بسیار خوب بود.

¤ اصولا نظر شما در مورد تقلید در تلاوت قرآن چیست؟

-یک قاری در ابتدای شروع به کار با قرآن بایستی قرآن را دوست داشته باشد. پس از آن باید به تلاوت قرآن گوش دهد و مطمئناً در این راه تلاوت قاریانی چند برای او دلنشین خواهد بود و او سعی خواهد کرد از آنها تقلید کند. عده ای هستند که می توانند بخوبی از قاری الگوی خود تقلید کنند و برخی نمی توانند چون صدایشان با صدای او همخوانی ندارد. اما همه اینها در آغاز راه است و چند سال هم می تواند ادامه یابد و اشکال ندارد ولی رفته رفته باید راه خود را از او جدا کند و برای خویشتن روش تلاوت خاصی انتخاب کند.

¤ شرایط موفقیت یک قاری قرآن را در چه می بینید؟

-باید گفت هیچ قاری نمی تواند مانند دیگری شود و هر یک روش و بهره خاص خود را دارد اما به نظر من یک قاری در ابتدای امر باید یک حافظ کل قرآن باشد و هر روز صفحاتی چند از آن را مطالعه و مراجعه کند و شرط اساسی دیگر این است که در تلاوت هایش برای خدا اخلاص داشته باشد، رضای خدا را مدنظر قرار دهد و کسب رضای خلق برای او اهمیت نداشته باشد.

¤ آیا فرزندان قاریان مشهور مصری توانسته اند راه پدران خود را ادامه دهند؟

- این مسأله یک مسأله ژنتیکی است، اما لازمه این کار این است که اولا فرزند یک قاری به قرآن و تلاوت آن عشق بورزد و علاقمند باشد و هرگاه حب قرآن و حب تلاوت با هم جمع شد و از موهبت الهی صوت و لحن زیبا هم برخوردار گردید، در آن صورت است که می تواند جا پای پدر گذاشته و از او این روش را به ارث ببرد.

¤ از میان فرزندان استاد عبدالباسط چرا یاسر بطور رسمی وارد سلک تلاوت و قرائت قرآن در محافل رسمی شده و به عنوان قاری رسمی یکی از مساجد مهم مصر تعیین شده است؟

-من پیش از این، در کار تجارت پوست فعالیت می کردم. شبی مرحوم پدر را در خواب دیدم که در میان جمعی نشسته و قرآن را با یک نفس تلاوت می کند. او در همان خواب روبه من کرد و گفت: باید قرآن را با یک نفس تلاوت کنی (شاید منظورش این بوده که باید مداوم قرآن را بخوانم). پس از آن خواب بود که را ه و رسم من عوض شد و با خود تعهد کردم که وارد عرصه حفظ و تلاوت قرآن شوم و اکنون جز تلاوت قرآن به کار دیگری نمی پردازم.

¤ پس می توان نتیجه گرفت که یاسر توانسته است پا جای پـای پدرش عبدالباسط بگذارد و از او دنباله روی کند؟

-بله، خداوند این توفیق را داده است که عملا دنباله رو ایشان باشم و این از برکت قرآن عظیم است و به نظر می رسد مرحوم پدرم برای ما زیاد دعا کرده که این توفیق شامل حالمان شده است.

¤ شنیده ام که مصری ها به اهل بیت پیامبر(ص) ارادت قلبی زیادی دارند و آنان را بسیار دوست می دارند.

-ما همگی مزار اولیای صالح را زیارت می کنیم، از مزار رأس الحسین(ع) تا دیگر اولیای الهی و حتی اولیاء بزرگان غیر منسوب به اهل بیت.

ما ایام ولادت حضرت حسین و حضرت زینب و حضرت نفیسه و رقیه و حسن انور را جشن می گیریم و بسیاری از قاریان مصری علاقمند هستند که در این مناسبت هابه تلاوت قرآن بپردازند. شاید تعجب کنید که مرحوم پدر یکی از علاقمندان و عاشقان اهل بیت(ع) بود و چنانکه ابتدا گفتم مرحوم پدر زمانی که 20 ساله بود باتفاق پدرش عازم حرم حضرت زینب در قاهره می شود، در آنجا از او می خواهند که به تبرک این مکان شریف ایشان نیز ده دقیقه قرآن تلاوت کند اما تلاوت استاد عبدالباسط چنان جمعیت را منقلب می کند و شور و ولوله در آنها ایجاد می نماید که تا یک ساعت و نیم به طول می کشد. از آن پس بود که رادیو و مطبوعات به سراغ او آمدند و ایشان دارای آوازه جهانی شد. مرحوم پدر دائماً به فرزندانش می گفت او هرچه دارد از حضرت زینب است و رمز موفقیت و شکوفایی هنر قرائت او بخاطر حب حضرت زینب و اهل بیت بوده است.

(در اینجا به یاد سخن یکی از همراهان یاسر عبدالباسط می افتم که می گفت در جریان سفر به ایران گرایشات اهل بیتی ایشان کاملا مشهود بود، به طوری که وقتی او را به مشهد بردیم تا در محفل انس با قرآن که در مهدیه مشهد برقرار بود به تلاوت بپردازد او پیش از آنکه وارد مهدیه شود رو به بارگاه امام رضا(ع) کرد و نسبت به آن حضرت ادای ادب و تحیت و احترام کرد و پس از مراسم نیز راهی زیارت امام رضا شد و در حرم مطهر دوبار نماز خواند و برای پدرش دعا کرد. او نسبت به این همه عظمت و احترام و تکریم نسبت به امام معصوم از سوی زائران حاضر در حرم ابراز شگفتی می کرد. او همچنین سؤالاتی در مورد امام علی و حضرت زهرا و سایر ائمه معصومین علیهم السلام مطرح می کرد که پاسخ های لازم به او داده می شد.)

¤ هرچند ما سؤالات متعدد دیگری نیز داشتیم که می خواستیم از او بپرسیم اما فشار اطرافیان و میزبانان استاد و اظهار خستگی ایشان ما را از ادامه این گفت وگو ناکام گذاشت اما ایشان به ما وعده داد که در سفر بعدی با زمان بیشتر به گفت وگو بپردازد و من او را تا اتاق محل استراحتش در طبقه دهم هتل لاله تهران بدرقه می کنم در حالی که ساعت 30/1 بامداد را نشان می داد.

ادامه نوشته

 چرا كعبه،‌كعبه است؟ 
 نقش كعبه در قبله 
 سخنی از دیروز برای امروز (سخنی از یار سفر كرده) 
 اسرار طواف به دور كعبه 
 تفاوت حج با دیگر عبادات 
 حضور امام زمان(عج) در حج 
 پیوند حج با امامت و ولایت 
 امتیازی برای شیعیان 
 قربانی كردن آرزوها 
 توصیف حج از منظر امام رضا علیه السلام 
 حج تجسمی از معاد 
 آثار علمی و فرهنگی حج 
 منافع حج از منظر علامه طباطبایی(ره) 
 چهره واقعی حاجیان درحج 
 اسرار اعمال حج 
 سفرنامه‌های حج 
 آداب و اسرار حج(سخنرانی آیة الله جوادی آملی) 
 آموزش مناسك حج و عمره به صورت انیمیشن 
 فیلم جوان آمریكایی شیعه شده در حج 
 دعای كمیل در مدینه( فیلم) 
 توصیه‌های حجة الاسلام والمسلمین قرائتی به حجاج (فیلم) 
 فیلم‌های از مدینه و مسجدالحرام 
 آلبوم تصاویر از دیار دوست 
 نرم‌افزارهایی جهت استفاده در موبایل 
 زنگ موبایل 
 نوای دلنشین (صوتی) 
 فصل عاشقی 
 زمزم عشق 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
 (کتابخانه حج) ویژه های حج 

خدا نزدیک ترین است .

 اسرار وقوف در عرفات 
 پیامبران در سرزمین عرفات 
 منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام 
 دعای عرفه، سیر اندیشه در آفاق جهان 
 محتوای دعای روح بخش عرفه 
 عرفات؛ سرزمین اشک و دعا 
 دیدار با امام زمان(عج) در عرفات 
 راهها پیموده ام تا کوی تو 
 سیراب از باران عرفه 
اعمال شب و روز عرفه
 دعای حضرت عباس علیه السلام در روز عرفه (صوتی) 
 تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است 
 حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه 
 مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام 
 شهادت حضرت مسلم علیه السلام 
 در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام 
 نجوا با یار ( بخش هایی از دعای عرفه – صوتی ) 
 مراسم دعای عرفه در صحرای عرفات (تصویری) 
 نوای غم ( مرثیه سرایی شهادت حضرت مسلم علیه السلام ) 
 دعای عرفه (نرم افزار موبایل) 
  ویژه نامه عرفه ( استان زنجان )
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 

استقبال از محرم در سوگ شهادت یادگار عاشورا

 زندگانی امام باقر علیه السلام در یک نگاه 
 مناظره امام باقر علیه السلام با یکی از خوارج 
 امام باقر علیه السلام وآخوند درباری 
 نصیحتی به امام باقر علیه السلام! 
 وصایای امام باقر علیه السلام در واپسین لحظات 
 گلهایی معطر از بوستان احادیث امام باقر علیه السلام 
 سوگ سروده ها 
 قصه مظلومی 
 یادگار آخرین کربلا 
 روز واپسین صبر 
 مرثیه اشک 
 در مکتب خوبان(سخنرانی) 
 کتابخانه امام باقر علیه السلام 
 ارسال پیام تسلیت برای دوستان 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 

عبدالباسط؛ اسطوره ای در میان قاریان

عبدالباسط؛ اسطوره ای در میان قاریان

استاد عبدالباسط
 
 
ا برای شنیدن صدا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.
 

مروری بر حیات و احوال استاد عبد الباسط

 

 ولادت و نسب

استاد عبدالباسط محمد عبد الصمد در سال 1927 در روستاى المزاعزه یكى از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مكانى پاك كه به امر قرآن كریم از حیث حفظ و تجوید اهتمام مى شد متولد شد،جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن كه از نظر حفظ قرآن كریم و تجوید و احكام آن مردى متمكّن بود،و پدر بزرگِ مادرى او عارف بالله استادِ جلیل ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت، مى باشد ، اما پدرش استادعبدالصمد یكى از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن كریم بود، 2 برادر او محمود و عبدالحمید در آموزشگاه (مكتب) قرآن را حفظ مى كردند و برادر كوچك آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به ایشان ملحق گردید.

این كودك با استعداد به مكتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال كرد چرا كه آثار مهارتهاى قرآنى را (كه با شنیدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح وشام براى او حاصل شده بود) دراو دیده بود، استاد امیر جمله اى از امتیازات و استعدادها را در شاگرد مستعدّش مى دید كه او را از سایرین ممتاز مى ساخت مانند سرعت فراگیرى ، هوش و ولع شدید در تبعیّت از استاد ، و دقت در خوب اداء كردن مَخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زیبائى كه گوشها را با شنیدن و یا گوش دادن به آن مى نواخت…

قارى جوان از سوره احزاب در میان جمعیتى با این كثرت شروع كرد…سكوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه دیده ها یه این قارى كوچك جلب شد كه با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته است…اما سكوت دقائقى بیش طول نكشید و تبدیل به فریادهائى شد كه مسجد را مى لرزاند،(الله اكبر) (ربنا یفتح علیك)… الخ

استاد عبدالباسط در گفتگوهاى خود گفته است: “ سنّم 10 سال بود كه حفظ قرآن كریم را در خلال این مدّت به پایان بردم و مانند نهرى روان از زبانم جارى مى شد، پدرم كارمندى در وزارت نقل و انتقال وپدر بزرگم از علماء بود … من از ایشان راهنمائى خواستم كه قرائتها راچگونه فرا گیرم و آنها مرابه شهر طنطا درشمال مصررا هنمائى كردند تا به دست استاد محمد سلیم علوم قرآن و قرائات را فرا گیرم اما مسافت میان ارمنت كه یكى از شهرهاى جنوب مصر است تا طنطا درشمال بسیار دور بود ولى موضوع ، موضوع آینده و برنامه ریزى براى آن بود، این بود كه براى سفر آماده شدم اما یك روز مانده به رفتنم به سوى طنطا از آمدن استاد محمد سلیم به ارمنت مطلع شدیم، او آمده بود تاكلاسى براى آموزش قرائات در مدرسه دینى ارمنت بر پا كند اهالى ارمنت استقبال شایسته اى از او كردند و پیرامونش حلقه زدند چرا كه ایشان مى دانستند این مرد كیست و قدرت او در علم و قرآن را مى دانستند و گوئى قضا و قدر او را در زمان مناسب به سوى ما روانه كرده بود اهل بلاد گروهى را با عنوان (اصفون المطاعنه) براى حفظ قرآن، تشكیل دادند بنابراین استاد ، علو م قرآن و قرائات را آموزش مى داد و قرآن كریم را تحفیظ مى نمود ، من به آنجارفته و قرآن را نزد او دوباره مُرور كردم و متن شاطبیه كه متنى مخصوص به علم قرائات هفتگانه است را حفظ كردم.”

پس از اینكه استاد عبد الباسط به سن 12 سالگى رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه به كمك استاد سلیم ـ كه از عبدالباسط به هر جا كه مى رفت تعریف، مىكرد ـ دعوتهائى به سوى او روانه شد ، چراكه گواهى استاد سلیم نقطه اطمینان همه مردم بود.

 

زیارت ازمَزار بانوزینب (س)

در سال 1950 به زیارت آل بیت رسول الله (ص) و عترت طاهرینش رفت ،آنچه باعث این امر شد محفلى بود كه به مناسبت ولادت زینب كبرى (س) بر پا شده بود،بانیان این محفل جمعى از بزرگانى از مشاهیر قاریان مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى،استاد مصطفى اسماعیل ،استاد عبدالعظیم زاهر و استاد ابو العینین شُعیشَع و غیر ایشان ازنخستین قُرّاء رادیو بودند…پس از گذشت نیمى از شب و در حالى كه مسجد زینبیه از گروهِ انبوه محبین آل البیت (ع) كه از هر نقطه آمده بودند موج مى زد، یكى از نزدیكان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا این جوان با استعداد 10 دقیقه اى را به تلاوت بپردازد ، او اجازه داد وقارى جوان از سوره احزاب در میان جمعیتى با این كثرت شروع كرد…سكوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه دیده ها یه این قارى كوچك جلب شد كه با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته است…اما سكوت دقائقى بیش طول نكشید و تبدیل به فریادهائى شد كه مسجد را مى لرزاند،(الله اكبر) (ربنا یفتح علیك)… الخ كه این فریادها مستقیماً از دل برمى خواست،و به جاى 10 دقیقه قرائت به یك ساعت و نیم ادامه پیدا كرد ،حضّار تصور مى كردند كه ستونها و دیوارهاى مسجد هم با آنها هم صدا شده اند و گوئى كه صداى سنگها را مى شنیدند كه تنزیه و تسبیح مى گفتند.

 

معرفى عبدالباسط به رادیو

با پایان یافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در رادیو اقدام كندولى عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صَعید و نیز به جهت اینكه رادیو یك برنامه خاص و منظّمى را مى طلبد مایل بود كه این قضیه را به آینده واگذار كند امّا از آنجا كه خواست وبرنامه هاى الهى مافوق همه اراده ها وبرنامه ها است استاد ضباع نوارى را كه عبدالباسط در روز ولادت زینب كبرى (س) خوانده بود ،كه بسیار اعجاب برانگیز هم بود، به هیئت داوران رادیو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب كردند …و به هر حال در سال 1951 عبدالباسط به رادیو راه یافت تایكى از ستارگان درخشنده در آسمان تلاوت باشد،پس از به دست آوردن این شهرت در طول چند ماه ، عبدالباسط ناچار بود كه سر پناهى در قاهره بر پا كند و همراه با خانواده اش كه ایشان را از صعید منتقل كرده بود در جوار فرزند رسول خدا زینب (س) اقامت كند بانوئى كه مسبّب شهرت و ملحق شدنش به رادیو شده بود و به قول میلیونها نفر از مردم او را چون موهبتى به اسلام و مسلمانان هدیه كرده بود ، با ملحق شدن اوبه رادیو اقبال مردم براى خرید گیرنده هاى رادیوئى زیاد شد و در اكثر خانه ها گسترش یافت و هر كس دریك روستا یا یك منطقه رادیوئى داشت، صداى آن را بلند مى كرد تا همسایگان هم صداى او را بشنوند بالاخص در روزهاى شنبه مضافاً به اینكه محافل خارجى او هم مستقیم بر امواج رادیو پخش مى شد.

هیچ روزنامه رسمى و یا غیر رسمى از عكس و نوشته هائى كه بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدیر و احترم است، خالى نیست.

دیدار از كشورها

از سال 1952در ماه مبارك رمضان و یا غیر رمضان مسافرتهاى او به دورترین نقاط عالم شروع شد، حتى بعضى از دعوتهائى كه از او مى شد به مناسبت برگزارى یك محفل نبود بلكه از اودعوت مى شد تا در آن كشور حضور داشته باشد و هنگامى كه سوال مى شد به چه مناسبتى از استاد دعوت كرده اید ؟ مى گفتند: كه محفل به خاطر ایشان برگزار شده است چرا كه هنگامى كه استاد در یك محفلى حضور دارد فضائى از سُرور و شادى در آن مكان حاكم مى گردد … این قضیه از استقبال كشورهاى مختلف جهان از او در چهار چوب استقبالهاى رسمى و دولتى و یا مردمى معلوم مى شود … رئیس جمهور كشور پاكستان در فرودگاه به استقبال او آمد او را ملاقات كرده و با او مصافحه نمود، در جاكارتا در كشور اندونزى در بزرگترین مساجد آنجا به تلاوت قرآن كریم پرداخت در حالى كه هر گوشه مسجد ازحاضرین پر شده بود و جمعیت با مسافت یك كیلومترمربع به خارج مسجد كشیده شده بود ودر میدانِ مقابل مسجد بیش از 250 هزار مسلمان تا صبح در حالى كه سر پا ایستاده بودند به صداى او گوش مى داند…از میان كشورهائى كه عبدالباسط به آنجا سفرنمود هند است ، او به مسافرت به كشورهاى عربى و اسلامى بسنده نكرد ، بلكه شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پیمود تا در همه نقاط به مسلمانان دست پیدا كند… ازمشهورترین مساجدى كه در آن به تلاوت پرداخته است ، مسجدالحرام در مكه ،مسجد نبوى (ص) در مدینه منوره ، مسجد الاقصى در قُدس ، مسجد ابراهیمى (ع) در فلسطین و مسجد اَموى در دمشق و مساجد مشهورآسیا ، آفریقا، ایالات متحده، فرانسه ، لندن، هند و اكثر كشورهاى جهان بوده است هیچ روزنامه رسمى و یا غیر رسمى از عكس و نوشته هائى كه بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدیر و احترم است، خالى نیست.

 

بیمارى و وفات

مرض قند در اوشدت گرفت ،اما او با تناول غذاها و نوشیدنى هاى مختلف با این بیمارى به مبارزه مى پرداخت، ولى با اضافه شدن التهاب كَبدى، دیگر توان مقاومت در برابر این دو مرض را نداشت، او را به بیمارستان دكتر بدران در جیزه بردند ، اما اطبّاء به او توصیه كردند كه براى معالجه به لندن برود ، او به آنجا رفت اما پس از اقامت یك هفته اى در آنجا از پسرش ابن طارق كه همراه او بود خواست كه او را به مصر برگرداند و گوئى كه احساس كرده بود كه روزگار عمر سپرى شده است و وقت لقاء خداوند نزدیك شده و براستى زندگى جز ساعتى نیست كه به زودى مى گذرد ، روز وفات او به مَثابه صاعقه اى بود كه بر قلوب میلیونها مسلمان در هر مكانى از دنیا واردآمد، هزاران نفر از دوستداران صدا، اداء، و شخصیت او با تمام اختلاف زبان و … جنازه اورا تشعیع كردند ، در این تشعیع همه سُفراء كشورهاى جهان به نیابت مردمشان حضور داشتند،و چون عبدالباسط سبب پیوند و علاقه در بین بسیارى از مردم در كشورهاى مختلف بود روز 30 فبریه در هر سال روز تكریم از این قارى بزرگ اعلام شد تا مسلمین به یادِ روزِ 30/2/1988 یاد او را گرامى داشته باشند روزى كه او ازمیان ما رفت واز زندگى این دنیا به زندگى جاودانى پیوست.

 

(برای دستیابی به تلاوتهای منتخب این استاد فرزانه اینجا کلیک کنید)

 

منبع:

سایت اهل البیت

 

 

ادامه نوشته

استاد سيد متولى عبدالعال

او در تلاوت صاحب سبک است

سيد متولي عبدالعال

ا برای شنیدن صدا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

مروري بر زندگي استاد سيد متولى عبدالعال

 

استاد «سيد متولى عبدالعال» از جمله قاريان بنام و مشهور كشور مصر مى باشد كه در دهه اخير به اوج شهرت خويش دست يافت و اين امر بواسطه تلاوتهاى بسيار زيباى اين استاد است كه توام با نغمات حزين و صداى گرم و نواى هيجان برانگيز و ملكوتى وى مى باشد . او در نزد قاريان كشور ايران و علاقمندان و شيفتگان كلام نورانى وحى هم اكنون از محبوبيت و شهرت بسيارى برخوردار است و نواى دلنشين و موزون تلاوت اين استاد در كشور اسلاميمان طرفداران بسيارى دارد .

اگر توانايى تقليد از لحن «شيخ مصطفى اسماعيل» كه بسيار مورد علاقه ام بود را داشتم از وى نيز تقليد مى نمودم

اين استاد قارى ، در بهمن ماه سال 1370 بنا به دعوت اداره اوقاف و امور خيريه استان تهران سفر پربارى به ميهن جمهورى اسلامى ايران داشتند كه به مدت يك هفته در تهران برنامه تلاوت قرآن به همراه استاد «شحات محمد انور» داشتند . سپس در داورى هشتمين دوره مسابقات بين المللى حفظ و قرائت قرآن كه در دهه فجر همان سال در حسينيه ارشاد تهران جريان داشت شركت نمود و سپس در پى سفرهاى متعددى كه به شهرهاى مختلف ميهن اسلامى ما داشتند از قبيل:قم ، مشهد ، كرمان و يزد با تلاوتهاى زيبا و نغمات محزون خويش ، شور و حرارت خاصى به محافل نورانى قرآن ما بخشيد و عاشقان قرآن كريم ، حظ وافر از تلاوت اين استاد ارجمند كسب نمودند . مصاحبه اى كه در ذيل از نظر شما عزيزان مى گذرد ترجمه فارسى مصاحبه عربى با اين استاد مى باشد كه در شهرستان قم انجام گرفت :

استاد اول ضمن معرفى خودتان از شما مى خواهيم كه توضيح دهيد چگونه شروع به قرائت قرآن و حفظ آن نموديد و هنگامى كه شروع به تلاوت نموديد آيا سبك خاصى داشتيد يا از قارى ديگرى تقليد مى نموديد؟

به نام خداوند بخشنده مهربان و با سلام و درود فراوان بر پيامبر گرامى اسلام و آل و اصحاب گراميش ؛ نام من : «سيد متولى عبدالعال» ، هنگامى كه براى اولين بار و تازه شروع به تلاوت قرآن كرده بودم كودكى بودم كه در مكتب تحصيل مى نمودم و وقتى كه 3 جزء از قرآن را حفظ نمودم در سن 7 سالگى به سر مى بردم و پيشرفت شايانى در حفظ قرآن نمودم؛ در آن زمان به قرائت برخى از قاريان قديمى عشق مى ورزيدم و از آنها به ميزان طاقت و كشش صوت خويش تقليد سبك مى نمودم ؛ يعنى اگر توانايى تقليد از «شيخ عبدالباسط» داشتم از او تقليد مى كردم و نيز اگر توانايى تقليد از لحن «شيخ مصطفى اسماعيل» كه بسيار مورد علاقه ام بود را داشتم از وى نيز تقليد مى نمودم. البته همان طور كه عرض كردم، برحسب توانايى صدايم كه خداوند تبارك و تعالى به من موهبت نمود. هنگامى كه حفظ كل قرآن كريم را در مدت پنج سال به اتمام رساندم در آن زمان نوجوانى 12 ساله بودم و احكام و قواعد تجويد و قراءات را آموختم؛ و در آن زمان به صورت جدى شروع به تلاوت قرآن نمودم و در محافل گوناگون از بنده دعوت به عمل مى آمد. من در 13 سالگى بودم كه طريقه و روش خاصى را براى خويش اتخاذ نمودم، زيرا كه خداوند سبحانه و تعالى براى هر انسان طنين و آواى خاصى را در صوتش قرار داده كه هيچ گاه نمى شود گفت كه صوت فلانى شبيه صوت ديگرى است.

هنگامى كه يك قارى بعد از تمرين و كار زياد بدل به قارى خوبى مى شود و مراحل بلوغ را پشت سر مى گذارد، بهتر است كه طريقه اى در قرائت را براى خود برگزيند كه نمايانگر حقيقى شخصيت خود باشد؛ از جهت يك قارى مسلط و ماهر، و تحت تاثير شخصيت ديگرى قرار نگيرد. ليكن در سنين كودكى شخص به صورت تفريحى و يا تمرينى و همچنين جهت آمادگى صدايش جذب صداى بخصوصى مى شود و صوت تلاوت يك قارى را ممكن است الگوى كار خويش قرار دهد و از او تقليد كند؛ كه باكى نيست و اشكالى ندارد، كما اين كه اكنون شما از صداى «شحات محمد انور» يا خود بنده «سيد متولى عبدالعال» خوشتان آيد و ما را دوست بداريد.

اما سبب نامگذارى من به «سيد» اين است كه چونكه اغلب مادران صوفيها را دوست دارند، مانند استاد و سيد من: «سيد احمد البدوى» كه از رجال صوفيه است؛ به خاطر اين، مادر من ـ رحمها الله ـ به خاطر علاقه و ارادتى كه نسبت به رجال صوفيه كه اكثراً عارف به حق خدا هستند داشت، مرا به اسم سيد و سرور من: «سيد احمد البدوى» به نام «سيد» نام گذارى كرد

همه قراء بزرگ را نظير استاد «عبدالباسط» و «مصطفى اسماعيل» كه در اصل آنها بزرگان علم قراءات و اساتيد اصلى ما به حساب مى آيند، همچنين استاد «شعيشع» را شما دوست مى داريد و از الحان و نغمات آنها تقليد مى كنيد، ولى باز اين نكته را متذكر مى شوم و آن را ضرورى مى دانم كه عرض كنم: هنگامى كه قارى به سن بلوغ مى رسد و بزرگ مى شود، لازم است براى خود شيوه و طريقه خاصى را در تلاوت قرآن اتخاذ نمايد تا بواسطه آن شيوه قرائت و صوت خويش، در نزد ديگران شناخته و معروف شده گردد؛ بطورى كه هنگامى كه ديگران صدايش را بشنوند، همان شخص به واسطه صوت و آواى مخصوص خود در نظر مردم جلوه گر گشته و شناخته شود.

وجه تسميه شما به «سيد» چيست؟و آيا نام شما «سيد» است يا «متولى»؟  لطفاً در اين مورد توضيح بفرماييد:

اما سبب نامگذارى من به «سيد» اين است كه چونكه اغلب مادران صوفيها را دوست دارند، مانند استاد و سيد من: «سيد احمد البدوى» كه از رجال صوفيه است؛ به خاطر اين، مادر من ـ رحمه الله عليها ـ به خاطر علاقه و ارادتى كه نسبت به رجال صوفيه كه اكثراً عارف به حق خدا هستند داشت، مرا به اسم سيد و سرور من: «سيد احمد البدوى» به نام «سيد» نام گذارى كرد و اين نام را خود برايم انتخاب نمود. و متولى نام پدرم است، ما در كشور مصر نام «سيد» زياد داريم و قاريان معروف و اساتيد كه سنى از آنها گذشته باشد در صورتى كه افراد صالحى نيز باشند به كلمه «شيخ» مورد خطاب قرار مى گيرند. و جهت تكريم و احترام از آنها مثلاً به عنوان شيخ فلان و شيخ فلان نام مى برند و اين يك چيز رايج و متداولى در كشورمان مصر است.

از استاد در مورد نغمات صوتى و مقامات الحان و چگونگى فراگيرى اين علم نيز سؤال شد كه ايشان در اين زمينه توضيح بسيارى دادند كه ما به مهمترين آنها در ذيل اشاره مى كنيم:

طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى، بايد آن را يافت و جستجو كرد. همان طور كه خداوند در قرآن كريم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» ترجمه: «و از اهل ذكر(يعنى علما و دانشمندان هر امت) اگر نمى دانيد سؤال كنيد». «سوره نحل آيه 43». بديهى است كه مقامات الحان، خود داراى علمى پيچيده است و علماى مخصوص به خود را دارد كه متخصص اين گونه موارد هستند و شما براى دستيابى به خواسته هاى خويش، از علماى اهل فن اين كار سؤال و بحث و جستجو كنيد و از آنان درس و تمرين بخواهيد تا هنگامى كه فلان مقام را اگر خواستيد بخوانيد از عهده اجراى آن به خوبى برآييد. و بدانيد اگر دستگاه: «بيات» و «رست» و «سه گاه» و غيره را اجرا مى كنيد، اينها چه هستند و چگونه بايد آنها را در تلاوت اجرا نمود. و همين طور از اهل معرفت و دانش علم تلقى كنيد، و هر دستگاهى را مرتب بخوانيد. و اين را بدانيد كه گذشته از اينها بايد الحان را با احساس قلبى و منطبق بر مبانى و مفاهيم آيات قرآن كريم پياده كرد تا در جان و قلب مستمع نفوذ كند و در او اثر نمايد و قرآن را بيشتر درك نمايد و لذت وافرى از اين امر ببرد و گرنه دانستن موسيقى صرفاً به خاطر زيبا كردن، هيچ فايده و اجرى ندارد.

ضمن تشكر از بيانات شيواى جنابعالى لطفاً بفرماييد وقت مناسب جهت تمرين قرائت و صوت از نظر شما چه موقعى مى باشد؟

ج4 : همان طور كه سابقاً نيز گفته بودم؛ و من اين نكته را از علماى مخصوصش دانستم، وقت مناسب و افضل جهت تمرين، در صبح زود قبل از صرف صبحانه مى باشد. بنابراين قارى اول بايد عادت كند كه صبح زود از خواب برخيزد و پس از اقامه نماز به وقت، قبل از طلوع آفتاب حفظ آيات قرآن را مرور نموده و سپس حداقل به مدت 10 دقيقه يا 7 دقيقه جهت تمرين، قرآن تلاوت نمايد؛ قبل از صبحانه و با صوت متوسط تلاوت كند نه با صوت بلند و جواب لحن؛ و بدانيد كه اين تمرين بسيار خوبى براى صوت است.

در آخر ضمن تشكر از شما كه جواب گوى سوالات ما و برادران قارى ديگر بوديد، نظر خودتان را در باره سفر اخيرتان و ديدار با ملت جمهورى اسلامى ايران بيان فرماييد؛ و مشاهدات خود را در اين زمينه از محافل قرآن بازگو نماييد.

اينجانب در مصاحبه با مجلات، روزنامه ها، صدا و سيما و خدمت رهبر معظم انقلاب عرض كردم در هيچ جاى دنيا مانند ملت ايران نديدم و در حد بسيار بالايى در عشق ورزيدن به قرآن و اهميت دادن به اين كتاب آسمانى در سطح عالم، ملت بى نظير و بى مانندى هستند و من اين را به چشم خويش مشاهده كردم يا حتى حالا مى توانم بگويم كه در حد كشورهايى كه بنده به آنها مسافرت نموده بودم اين را به عنوان واقعيت و بدون غلو عرض مى كنم كه از اين حيث ملت شما بى نظير است. بنده همانند اين مردم با ايمان كه دل هاى پاكى دارند و آحاد مردم شما را در هيچ جا مشاهده ننمودم، آنها به قرآن عشق مى ورزند چه جوان و پير و زن و مرد و حتى كودكان خردسال، و اين يك حقيقت است كه من مى گويم و قصد مبالغه ندارم. و بنده حاضرم هر وقتى از بنده دعوت بعمل آيد در سال هاى آينده باز هم به كشور ايران مسافرت نمايم و از خداوند منان خواستارم كه هر سال ما را موفق به ديدار شما عزيزان سازد. و خداوند ان شاء الله به همه ملت ايران رفاه و سعادت و خير فراوان ارزانى نمايد و به مسئولين محترم و قاريان خوب شما عزت و افتخار بيشترى نصيب فرمايد. و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

 

منبع:

سايت اهل البيت

ادامه نوشته

ضامن غریبی آهوها

أ أدخل یا خورشید؟

یا علی بن موسی الرضا

پشتم به آسمان شما گرم است

 در ازدحام شوم هیاهوها

دل می زنم هراس اسارت را

 ای ضامن غریبی آهوها

ایوان طلا ! گرفته دلم رخصت 

 من ابری ام ( أادخُلُ ) یا خورشید ؟

...حالا نشسته ای چه کبوتر !

بر گنبدش ، تو خسته زسوسوها

گم می کند زلالی این کاشی

اسلیمی سکوت نگاهم را

در لابهلای آن همه بی تابی 

 پای ضریح ... محضر شب بوها

با پلک های خیس به امیدی 

 نذر تو می کنند فقط ، دریا

خلخال های نقره و مروارید 

 زنهای دل شکسته جاشوها

اسپند؟ عود؟ عطر گلاب این نیست !

 احساس می کنم ، نه! یقین دارم

خوشبوترین نسیم خراسانی 

 یک لحظه رد شدید از این سوها

افتاده اند از نفس آری تو 

 تنها تو قادری که ببخشایی

امشب کنار پنجره فولاد 

 نایی به نا توانی زانوها

آورده است با خودش از ده 

 آه ... چادر نماز گل گلی اش را باد

مادر بزرگ رفت و حرم را نه !

هرگز ندید فصل پرستوها